تبلیغات
42E4D5E33E6531D02D856D6CBB6D0893 گوگل الکترونیک Egoogle تبلیغات هزینه نیست ، بلکه سرمایه گذاری ست . http://egoogle.mihanblog.com/extrapage/sitemap گوگل الکترونیک Egoogle - بازی فلش جالب و بامزه حفظ تعادل با نام اصلی equilibrium_naive
 
گوگل الکترونیک Egoogle
تبلیغات هزینه نیست ، بلکه سرمایه گذاری ست .
                                                        
درباره وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما بهترین بخش " گوگل الکترونیک " کدام است ؟








صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
undefined


در این بازی فلش شما باید به طرف کمک کنید تا بتواند تعادل خودش رو بر روی طناب حفظ کند و در  ضمن این کار بتواند امتیازات را هم جمع کند .


نکته : برای اجرای بازی ها به آخرین ورژن Flash Player احتیاج دارید . در صورت اجرا نشدن بازی ها شما میتوانید این برنامه را از اینجا Download کنید


برای انجام بازی در صفحه بزرگتر و با دیدی بیشتر در اینجا کلیک کنید.



                                               


undefined


نوع مطلب : بازی فلش(Flash game)، 
برچسب ها : fhزی فلش جالب و بامزه حفظ تعادل با نام اصلی equilibrium_naive، در این بازی فلش شما باید به طرف کمک کنید تا بتواند تعادل خودش رو بر روی طناب حفظ کند و در ضمن این کار بتواند امتیازات را هم جمع کند .، دانشجویان...... نوشته شده توسط: یاسین محمودی ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام سال اول پسرها با کیف سامسونت به دانشگاه می آیند ولی سال آخر با خود هیچ چیز نمی آورند! ( حتی خودشان را!) - سال اول همیشه برای نشستن در صندلی های جلو بین دانشجویان رقابت است ولی سال آخر برای نشستن در صندلی های عقب! - سال اول پسرها دنبال دخترها ی دانشگاه هستند ولی سال اخر دختر ها دنبال پسرها! - در سال اول همه گمشده ی خود را فقط در داخل ورودی خود جستجو می کنند ولی سال اخر همه گم شده ی خود را همه جا جستجو می کنند به جز ورودی خود! - در سال اول پسر ها، دخترهای ورودی خود را ناموس خود می دانند ولی در سال آخر طفیلی خود! - سال اول اکثر دخترها به علت چندش آور بودن حتی از کنار سرویس های بهداشتی دانشکده هم عبور نمی کنند ولی در سال اخر اکثر وقت خود را در جلوی آینه ی همان سرویس می گذرانند! - در سال اول هر پسری که ازدواج کند بقیه پسر ها او را تیز و موفق می دانند و به حال او غبطه می خورند ولی در سال اخر هر پسری که ازدواج کند همه او را احمق و بیچاره می دانند و به حال او گریه می کنند! - در سال اول اگر دختری به پیشنهاد ازدواج پسری جواب رد بدهد بقیه دخترها او را تحسین کرده و قهرمان ملی خود تلقی می کنند ولی در سال آخر اگر پسری پیدا شود که به یک دختر پیشنهاد ازدواج بدهد بقیه دختر ها آن دختر را تحسین کرده و قهرمان ملی تلقی می کنند! - سال اول دخترها با چند جزوه و یک کیف کوچک برای مداد و خودکار به دانشگاه می آیند ولی سال آخر با یک کیف بزرگ محتوای آرایشگاه همراه! - در سال اول اگر کسی به کار تحقیقاتی و علمی یا حتی فرهنگی بپردازد یا در انجمن ها ی دانشگاه فعالیت کند همه او را فعال و نمونه می دانند ولی در سال آخر اگر کسی این سوسول بازی ها را کند او را احمق و بیکار و علاف می دانند! - در سال اول همه (مخصوصا دختر خانم ها) آرزوی گرفتن نمره ی بیست را از اساتید دارند ولی در سال اخر همه ی دانشجویان برای نمره ی ده حاضرند به مستخدم دانشکده هم التماس کنند! - در سال اول همه ضمن خوشحالی از ورود به دانشگاه رویای ادامه ی تحصیل تا مقطع دکترا و چه بسا بالاتر را در سر می پرورانند ولی در سال آخر همه برای اتمام دوره شان لحظه شماری می کنند! - سال اول همه ی دانشجویان اساتید خود را افرادی نابغه فعال و نمونه می دانند و آنها را به عنوان الگوی خود قرار می دهند ولی در سال آخر، اساتید خود را افراد معمولی ای که یا شانس داشتند و یا پارتی می شناسند! - سال اول دانشجویان دانشگاه را محیطی می دانند که در آن می توانند علم خود را کامل کنند و به مدارج بالای علمی برسند ولی سال آخر متوجه می شوند همان اندک علمی را که در دوران قبل از دانشگاه آموخته بودند از دست دادند وفقط یک مدرک بی ارزش بدست آوردند! ارشیو نظرات (0) جمعه 5 شهریور 1389 دخترای دانشجوی دولتی از ترم 1 تا 8 نوشته شده توسط: یاسین محمودی ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام دختران دانشجوی دانشگاه های دولتی از ترم 1 تا ترم 8: ویژگی های کلی:این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوارشده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!! خصوصیات دانشجویان دختر: ترم 1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERRORمیدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند.و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد(یکی در هر 10 میلیون سال)همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد!} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) درفاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند! ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند!متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقداربسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد.سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند. اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله) ترم 3 - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدامیکنند . همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام! ترم 4 – با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازکمیشودوسیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!همیشه در دانشگاه از قسمتهای ''پر پسر'' عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3 – یالامخشو بزن دیگه چلمن!)شروع میکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدنهای مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت .بیچاره پدر، مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟ ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سرکلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایشآرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BFشان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند!در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند:اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!) ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!! ترم 7 –به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند! ترم 8 – دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونارو.......!)جای جایدانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.به نگهبان جلوی در دانشگاه هم پا می دهند.عضو مارشال – مدرن میشوند و عکس امیر حجوانی را میبینند.(متوجه میشوند خداوند چه علاقه بسیار زیادی به خلق گلابی دارد!! احتمالاًامیر جون همون گلابی هستش که از پشت کامیون افتاده ..........!!!) به امیر حجوانی پیشنهاد دوستی میدهند و از چاله به چاه می افتند!!!! بعد از دانشگاه: ازدواج میکنند و رخت بچه میشورند. ارشیو نظرات (0) جمعه 5 شهریور 1389 بیچاره دختر ها.. نوشته شده توسط: یاسین محمودی ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام بیچاره دخترا ...! بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه! اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره! اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه! اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست! اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود! اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار! اگه اروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره! اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه ! اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه بمیره خوبه؟ ارشیو نظرات (0) جمعه 5 شهریور 1389 دختر ها و داداشاشون نوشته شده توسط: یاسین محمودی ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام دخترا چند نوع داداش دارن؟! 1-داداش اینترنتی تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجانی بگیرت!و بدون وجدان درد اد لیستشو نو پر از این داداشیهای رنگ و وارنگ کنن! 2-داداش خر زور تا در موقع لزوم حال بعضیا رو بگیره 3-داداش خوش تیپ و پولدار تا به دوستاش بگه این بی-اف منه 4-داداش خر خون تا در موقع امتحان براش تقلب بنویسه 5-داداش ماشین دار تا اونو اینور و اونور برسونه 6-داداشی که چشم دیدنشو نداره(همون داداش واقعی خودش)! ارشیو نظرات (0) جمعه 5 شهریور 1389 خصوصیات دخترها نوشته شده توسط: یاسین محمودی ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام خصوصیات دخترای ایرونی 1- سینه جلو، باسن عقب، دماغ سر بالا 2- همشون میگن به هیچ پسری اطمینان ندارن اما با 10.000 تا پسر دوستن. 3- همشون قبل از اینکه باهات دوست بشن BF (دوست پسر ) نداشتن هیچ وقت. 4- BF شون مال خودشونه اما خودشون مال همه هستن. 5- همشون از دم خالی بندن. 6- هیچ وقت روز تولدت یادشون نیست. 7- خیلی اتفاقی وقتی باهاشون دوست میشی 4 روز بعدش تولدشونه. 8- همیشه کیف پولشون رو تو خونه جا گذاشتن. 9- همیشه فوق تخصص آرایش زننده دارن از این آرایشایی که وقتی می بینی حالت به هم میخوره. 10- همیشه 3 یا 4 تا خواستگار دکتر و مهندس دارن. 11- همه ی پسرای دنیا رو نگاه می کنن اما نباید BF شون حتی یک دختر غریبه رو هم ببینه. 12- همشون از دم مریم مقدسن. ارشیو نظرات (0) جمعه 5 شهریور 1389 فرهگ لغت دانشجویی نوشته شده توسط: یاسین محمودی ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام اعتراض دانشجو : بایكوت شماره دانشجویی : مدرك جرم اعتراض برای كیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم روز پرداخت وام دانشجو : روز فرشته دانشجوی اخراجی : مردی كه به زانو در آمد دانشجوی مشروطی : مردی كه موش شد آینده تحصیل كرده : دست فروش كلاس های ساعت 12-2: خواب وبیدار رئیس دانشگاه : مرد نامر تصویب شهریه برای دانشجویان : تاراج استاد راهنما : گمشده به دنبال سرویس : دونده آشپزهای سلف سرویس : هفت سامورائی ازدواج دانشجوئی : عروسی خوبان دانشجویی كه تغییر رشته داده : بازنده بوفه دانشگاه : غارتگران سرویس دانشگاه : اتوبوسی بسوی مرگ امید به بهبود اوضاع : توهم غذای امروز : سلف self گردهمایی استادان : دسیسه كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان پاس كردن یك درس: یكبار برای همیشه ژتون فروشی : آژانس شیشه ای علت نیافتن بعضی از دانشجویان : رابطه پنهان رئیس دانشكده : سناتور التماس برای نمره : اشك كوسه امور دانشجویان : سایه شوگان سوار شدن به اتوبوس : یورش نماینده كلاس : بهترین فرد بد ترم آخر : بوی خوش زندگی پایان نامه : زندگی دیگر هیچ سالهای پیش از دانشگاه : آن روزهای خوش دانشجوی تازه وارد : هالوی خوش شانس ثبت نام ترم جدید : ده فرمان دانشجویان ساكن خوابگاه : جنگجویان كوهستان خوابگاه شهرك : اینجا آخر دنیاست دانشجوی پزشكی : به خاطر یك مشت دلار دانشجوی اد بیات : نان و شعر وام تحصیلی : جهیزیه رباب خوابگاه دا نشگاه : خانه كوچك خانواده دانشجویان : بینوایان دانشگاه آزاد : جیب برها به بهشت نمی روند دانشجوی مدل رپی : الو، الو، من جوجوام دانشجوی فوق لیسانس : قهرمان قهرمانان انتخاب درس افتاده : زخم كهنه استاد دانشگاه : یك گروه خشن اولین امتحان : اولین خون شب امتحان : امشب اشكی میریز مراقبین امتحان : سایه عقاب شاگرد اول كلاس : مردی كه زیاد می دانست تقلب : عملیات سری تدریس در دانشگاه : تجارت روز دریافت كارنامه : روز واقعه تعطیلات بین ترمی : روزهای خوب زندگی دانشجوی فارغ التحصیل : دیوانه از قفس پرید مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت انصراف دادن : فرار بسوی خوشبختی ادامه تحصیل تا دكترا : دیدار در استانبول وعده رئیس دانشگاه : بلوف تصویه حساب : خط پایان شیرینی گرفتن از فارغ تحصیلی : ضربه آخر عمر دانشجو : بر باد رفته ارشیو نظرات (0) پنجشنبه 4 شهریور 1389 داستان افرینش نوشته شده توسط: یاسین محمودی ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود. خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد.تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد.تو یک سگ خواهی بود. سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است.کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد... خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی بود. میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم.و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد. و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی.تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین.تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی.و تو بیست سال عمر خواهی کرد. انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده. و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد... و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند!!! و پس از آن، ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند، و مثل خر بار می برد و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...!!! و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!! ارشیو نظرات (0) پنجشنبه 4 شهریور 1389 اگه به رییس جمهور فحش بدین..... نوشته شده توسط: یاسین محمودی ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام اگر شما به رئیس جمهور كشورها فحش بدهید چه اتفاقی خواهد افتاد . امریکا شما به رئیس جمهور امریکا میگویید: «مادرت رو...»! ولی اتفاق خاصی نمیافتد، فقط شما معروف میشوید و دربارهء مادر رئیس جمهور کتاب مینویسید و میلیونها دلار درآمد کسب میکنید! اما بعد از آن، رئیسجمهور از شما به دادگاه شکایت میکند و شما مجبور میشوید که بابت غرامت، همهءپولتان را به رئیسجمهور بدهید انگلستان شما به نخستوزیر انگلستان میگویید: «مادرت رو...»! نخستوزیر هم به شما میگوید: مادر خودت رو فرانسه شما به رئیسجمهور فرانسه میگویید: «مادرت رو...»! و بلافاصله میلیونها نفر از مردم به خیابانها میریزند و در حمایت از شما، به رئیسجمهور میگویند: «مادرت رو...»! رئیسجمهور هم دربارهء جریحه دار شدن احساساتش شعری میسراید و آنرا در روزنامهها و مجلات و رادیو و تلویزیون منتشر میکند ژاپن شما به نخستوزیر ژاپن میگویید: «مادرت رو...»! نخستوزیر تعظیم میکند و به شما میگوید: ببخشید، ولی فکر نکنم مادرم از شما خوشش بیاد آلمان شما به صدراعظم آلمان میگویید: «مادرت رو...»! پلیس به سراغ شما میآید و به شما میگوید: لطفاً با مادر صدراعظم کاری نداشته باشید سوئد شما به نخستوزیر سوئد میگویید: «مادرت رو...»! از مردم رأیگیری میشود که آیا شما مادر نخستوزیر را... یا نه؟! اگر رأی مثبت داده شود، شما مادر نخستوزیر را...! ولی اگر رأی منفی داده شود، نخستوزیر دست شما را در مقابل دوربینهای تلویزیونی میفشارد و برای شما آرزوی موفقیت میکند ترکیه شما به رئیسجمهور ترکیه میگویید: «مادرت رو...»! و رئیسجمهور هم اسلحهاش را در میآورد و به شما شلیک میکند. اگر شما کُرد باشید، رئیسجمهور مورد تشویق قرار میگیرد! وگرنه او را به دادگاه احضار میکنند و او در بین راه فرار میکند و به یونان پناهنده میشود سوئیس شما به نخستوزیر سوئیس میگویید: «مادرت رو...»! منشی دفتر نخستوزیر با شما تماس میگیرد و شماره تلفن مادر نخست وزیر را به شما میدهد تا شخصاً با خودش هماهنگ کنید هند شما به نخستوزیر هند میگویید: «مادرت رو...»! نخستوزیر شما را به خانهاش دعوت میکند و خاکستر مادرش را که سالها پیش مُرده به شما نشان میدهد و برای شما آواز میخواند و گریه میکند. شما هم متأثر میشوید و به خانه برمیگردید و میبینید که خانوادهتان ناپدید شدهاند و سالهای سال به دنبال خانوادهءخود از این شهر به آن شهر آواره میشوید و سرانجام در فقر و غربت، از غم و گرسنگی میمیرید و از داستان زندگی شما بیش از هزار و هفتصد فیلم سینمایی ساخته میشود کانادا شما به نخستوزیر کانادا میگویید: «مادرت رو...»! مادر نخستوزیر خبردار میشود و مقالهای فمینیستی در روزنامه چاپ میکند و تبعیض جنسی را به شدت مورد انتقاد قرار میدهد و از شما میخواهد که پدر نخست وزیر را...ا کلمبیا شما به رئیسجمهور کلمبیا میگویید: «مادرت رو...»! بعد وصیتنامهتان را مینویسید و در اولین فرصت خود را دار میزنید! چند روز بعد جسد شما را در حالی که طناب دار دور گردنتان است و با گلوله سوراخ سوراخ شدهو با اسید سوزانده شدهاید، پیدا میکنند! پزشک قانونی جسد شما را لاشهء سگ تشخیص داده و در حومهء شهر دفن میکند چین شما به رئیسجمهور چین میگویید: «مادرت رو...»! رئیسجمهور هم به صورت لفظی، هم شما و هم خانوادهتان را...! سپس شما به همراه خانواده تان به کرهء ماه تبعید میشوید ایتالیا شما به نخستوزیر ایتالیا میگویید: «مادرت رو...»! روزنامهها خبر رسوایی مادر نخستوزیر را چاپ میکنند و مافیا به خاطر شهوت زیادتان، به شما پیشنهاد همکاری در زمینهء تهیهءفیلمهای پورنو میکند! نخستوزیر هم برای تلافی، یک بازی دوستانهء فوتبال بین تیم محبوب خودش و تیم محبوب شما ترتیب میدهد و داور بازی را میخرد و تیم محبوب شما را با نتیجهء مفتضحانه ای شکست میدهد روسیه شما به رئیس جمهور روسیه میگویید: «مادرت رو...»! فردای آن روز شما دچار یک سانحه شده و در تصادف با اتومبیل کشته میشوید! به خانوادهء شما اطلاع داده میشود که شما در حال مستی رانندگی کردهاید و شدت تصادف چنان زیاد بوده که بدن شما تکه تکه شده است عربستان شما به رئیسجمهور عربستان میگویید: «مادرت رو....»! همه به شما میخندند، چون عربستان رئیسجمهور ندارد! شما متوجه اشتباه خود میشوید و این دفعه به پادشاه عربستان میگویید: «مادرت رو...»! همه از خنده دست میکشند و پادشاه هم زبان شما را قطع میکند،
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر